اندر احوالات انتخاب واحد

By علی

یکی از قسمت هایی که واحد رودهن در آن بسیار فعال و پر کار است و هر ساله تلفات زیادی هم به جای می‌گذارد قسمت انتخاب واحد است که برای رفاه حال دانشجویان و انجام این امر خطیر مسئولین محترم٬ انتخاب واحد از نوع تلفنی را برگزیده اند که بسیار روش مناسب و به جایی می‌باشد فقط تنها اشکال کوچکی که دارد این است که تماس با این قسمت برای دانشجویان در ۲۳ ساعت آن مقدور نمی‌باشد که این هم زیاد مهم نیست و مزیتش این است که به شهدای دانشجوی واحد رودهن در هر ترم می‌افزاید که خود این افتخاریست برای مسئولین محترم.

اما از آن جایی که مسئولین به این امر خطیر توجه ویژه ای دارند تصمیم گرفتند یک حال اساسی به اهالی رودهن که شماره تلفن هایشان در برگه های انتخاب واحد ثبت گردیده بدهند و سیستم انتخاب واحد اینترنتی را افتتاح کنند البته برای دانشجویان که فرقی نمی‌کرد چون کار خود را با تلفن می‌کردند و به نوعی سیستم دوستیابی هم بود و زیاد ذوق مرگ نشدند فقط چند تایی از آن ها که اهل دوستیابی نبودند کمی نیششان باز شد. دوباره لحظه شیرین انتخاب واحد رسید برنامه‌ی ۲۰ واحدی بسیار مرتبی رو در نظر گرفتم و خیلی هم خرسند هستم و راس ساعت ۱۶ وارد سایت می‌شوم اما نمی‌دانم چرا انقدر سرعتش بالاست و برنامه نویسی اعجاب آور این سایت مرا وادار می‌کند که خانواده‌ی برنامه نویس آن و مسئولین را به سبک خودم دعا کنم و عجب لذتی دارد این انتخاب واحد.

بالاخره تونستم راس ساعت ۱۵:۵۹ فردای آن روز انتخاب واحد خود را با انتخاب ۱۳واحد و آرایشی دلاخواه (!) به اتمام برسونم و باز هم مسولین رو دعا کنم فقط نمی‌دانم من کی موهای سرم را به سبک سیاه و سفید مش کرده ام؟ شاید مد است دیگر و باز هم دعا به جان مسئولین که این مد را در این دانشگاه پرورش دادند. و در آخر هم لیستی از شهدای انتخاب واحد رودهن را بخوانید …

این داستان ادامه دارد.

برچسب‌ها: , , , , , , ,

5 نظر to “اندر احوالات انتخاب واحد”

  1. حمید می گوید:

    خیلی جالب بود . بی صبرانه منتظر ادامه داستان هستم!

  2. علی ایرانی می گوید:

    حمید جان دلبندم :D
    منظورم این بود که این مصیبت کماکان ادامه دارد :|

  3. حمید می گوید:

    عزیزم ، من هم منظورم حذف و اضافه بود!!!

  4. jopeir می گوید:

    اصلا جالب نبود چون اولين بار نبود كه اين دلقك بازي ها رو از مسئولين دانشگاه آزاد ميديدم اين دقيقا همون وظيفه اي كه بهشون دادن مادر شون…

  5. asal می گوید:

    من هم دست كمي از تو نداشتم البته نه براي خودم ، من براي برادرم اين كارو كردم اميدوارم آخر قصه خوب باشه

يك پاسخ برايش بگذاريد