فرهنگ دانشجویی

بدست

از آنجایی که در مطلب قبل با بسیاری از دوستان پیرامون مسائل جاریه عده قلیلی از دانشجویان کاردانی علی الخصوص ستح المی و شعور فرهنگی آنها بهس و طبادل نزر(!) کردیم، بر آن شدیم تا با انتشار بخشی از فرهنگ نامه مدونی که از یکی از سایت های علمی و به روز کشور (!) کش رفته ایم، قدمی هر چند ناچیز در تربیت نسل جدیدالورود به رودهن برداشته باشیم! (توضیحات داخل پرانتز اثر اینجانب است)

دانشجوی سال اولی: دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌تواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است.

مشروط: دانشجویی که به خاطر علاقه‌ی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از این رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحد انتخاب نکند تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» می‌آید که عده‌ای معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ایران شد. (توی این دو٬ سه سالی که توی رودهن بودم متوجه شدم که حسود زیاد داریم!)

تقلب: دانش دوپینگی.

سهمیه: دوپینگ قانونی.

گوسپند: نوعی جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روی جزوه هیچ کار دیگری در دانشگاه نمی‌کند. چنین موجوداتی در دانشگاه‌های مشهور بیشتر دیده می‌شوند و فرق آنها با سایر گوسپندان در این است که نه کله‌ی این گوسپندان قابل استفاده است و نه پاچه‌ی خوشمزه‌ای دارند. (ولی در پاچه خواری ید طولایی دارند!)

جزوه: دستنوشته‌هایی که گمان می‌شود عصاره‌ی یک کتاب است،  اما در واقع تفاله‌ی بخشی از آن است. دستگاه تفاله‌گیری «استاد» نامیده می‌شود.

استاد حل تمرین: دانشجوی ترم بالاتری که در ازای گرفتن شندرغاز پول و شنیدن لفظ «استاد» چنان از خودبیخود می‌شود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سی چهل تا دختر و پسر می‌دهد. (مشکل اینجاست که ترم بالایی های موجود در رودهن هم دودی ازشان بلند نمی شود!)

خرخوان: نوعی خر که توانایی مطالعه‌ی مداوم به مدت 72 ساعت را دارد. نطفه‌ی این موجودات در دوره‌ی دبیرستان بسته می‌شود و در کلاس‌های کنکور به بلوغ می‌رسند. این موجودات اغلب در کافه تریاهای دانشکده‌ها استحاله می‌شوند.

تریا (همان بوفه و آلاچیق خودمان): محلی برای فرار از غذای سلف که در این حالت مصداق بارز از چاله به چاه افتادن است. اما صرف نظر از ارزش غذایی آن، از لحاظ فرهنگی اهمیت زیادی دارد. به خصوص برای پژوهندگان زبان کوچه و بازار و کاشفان جدیدترین فحش‌ها و اصطلاحات جنسی. (البته نوسنده این فرهنگ نامه رودهن نیامده تا پژوهندگان راه دود و دم را هم به این قشر اضافه کند.)

گرد: جسمی که طول و عرض و ارتفاع آن از مرکزش به یک فاصله است. چنین دخترهایی معمولا در حدود 165 سانتیمتر قد و به میزان سه چهارم پی آر 3 حجم دارند که ناشی از سال‌ها در خانه نشستن و دست به سیاه و سفید نزدن و تست زدن است. سه عاقبت دردناک در انتظار آنهاست: ازدواج، انفجار و ورود به دانشگاه که گزینه‌ی آخری و متعاقب آن استفاده از غذای سلف، دردآورترین آنهاست.

سلف (غذاخوری): فعال‌ترین آزمایشگاه و واحد تولیدی هر دانشگاه که توانایی تبدیل موجودات گوناگون به غذا را دارد. یکی از رایج‌ترین توانایی‌ها که شرط لازم اولیه برای سلف نامیده شدن یک مکان محسوب می‌شود، توانایی بازیافت چمن‌های محوطه به شکل قرمه‌سبزی است. (چیزهایی که به عنوان توضیحات در این بخش قصد نوشتنشان را داشتم، حال هر بنی بشری را به هم می زد!!)

گوریل: گونه‌ای از دانشجویان پسر با موهای ژولیده و لباس‌های بدفرم که از بوی سیر دهان و عرق لباس‌هایشان نمی توان کمتر از سه متر به آنها نزدیک شد. این جانوران معمولا پس از فارغ‌التحصیلی به‌جای اعزام به قلب جنگل‌های آمازون در پشت میزهای مدیریت و ریاست جای می‌گیرند. (نویسنده جان دوباره یادآوری٬ آویزان کردن شاخ گاو و یا عاج فیل به گردن مبارک این گونه را  فراموش کردند!)

شاسکول: دانشجویی که بعد از 20 بار جزوه دادن به یکی از دانشجویان جنس مخالف هنوز فکر می‌کند خط خوبش باعث محبوبیت‌اش است.

بتونه‌کاری: فریضه‌ی واجبی که بیشتر دختران دانشجو صبح‌ها قبل از حرکت به سمت دانشگاه بر روی صورت خود انجام می‌دهند تا دیدارشان قابل تحمل شود، معمولا هم نمی‌شود. (با نمونه هایی که در رودهن مشاهده شده به گمانم قشر نسوان٬ این فریضه را همزمان با ادای نماز شب آغاز می نمایند! و من الله توفیق التماس دعا…)

جلبک: نوعی دانشجو با آی‌کیوی حیرت‌برانگیز و توانایی جزوه نوشتن حتی از روی سرفه‌های استاد. تراکم زیستی این جانداران در دانشکده‌های علوم انسانی بیشتر است. (با حضور استادانی از قبیل دادگر و … تراکم این گونه در رودهن روز به روز در حال افزایش است.)

دکتر: لفظی که تا پیش از دوران وزارت کشور دکتر ک.ر.د.ا.ن یک پیشوند لذت‌بخش بود و پس از آن فحشی زشت محسوب می‌شود. با این حال، به دلایل روانی ناشناخته‌ای تمام دانشجویان رشته‌های پزشکی و دامپزشکی همچنان علاقه‌ی وافری دارند که از ترم اول تحصیل دیگران آنها را با لفظ خطاب کنند. (به لطف احداث بیمارستان هم جوار دانشگاه، به زودی شاهد این قشر می شویم!)

کافور: ماده‌ی اصلی تشکیل دهنده‌ی غذاهای سلف پسران که گویا از قدیم با عارضه‌ی «زنگ‌ زدگی» در ارتباط بوده است چرا که شاعر فرموده: برعکس نهند نام زنگی کافور!

پروژه: کار عملی که دانشجوها با هم انجام می‌دهند. بعضی‌ها هم … هم! (این … نماد آن کلمه سه حرفی بود!)

تحقیق: تالیف یا ترجمه‌ی بخشی از کتابی که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ کند، در ازای گرفتن مقدار ناچیزی نمره. (الا به ماشاءالله شاهد این کتب بوده ایم، البته باعث افتخارمان است که به تعداد تحقیق های صورت گرفته توسط خودمان، در نشر همین تعداد کتب نیز نقش داشتیم!!)

پروپوزال:
نوشته‌ی بی ربط کوتاهی که در آن درباره‌ی نوشته‌ی بی‌ربط بلندی که بعدا نوشته یا کپی پیست خواهد شد، توضیح داده می‌شود.

پایان‌نامه: تایپ یا کپی-پیست کردن مقداری متن پراکنده در کتابها و پایان‌نامه‌های قدیمی‌تر در یک فایل و پرینت گرفتن از آنها و صحافی کردن مجموعه. خوشبختانه با پیشرفت علم و تکنولوژی، تمام این فرآیندها با صرف هزینه‌ی معقولی به طور کاملا خودکار و بدون دخالت دست و ذهن انجام می‌گیرد. (اعلامیه های این پیشرفت تکنولوژی بر روی برد اتاق پروژه موجود است!)

دانشنامه (مدرک): درپوش کوزه.

خوابگاه متاهلی: جایی برای استراحت، مطالعه، تماشای تلویزیون، درس خواندن و باقی کارها. به خصوص باقی کارها.

جوات: دانشجویی که طبق آخرین مدهای 10 سال قبل لباس می پوشد و با آخرین مدهای 20 سال قبل زندگی می کند و مثل 30 سال قبل فکر می کند. جوات‌ها معمولا آینده مثبتی در مشاغل دولتی دارند. (این گونه در میان کادر اداری دانشگاه به کرّات مشاهده می‌شوند!)

افزایش سنوات: حاصل ز گهواره تا گور دانش جوییدن.

سیاسی‌کاری: اصطلاحی برای توصیف فعالیت‌های سیاسی دانشجویی وقتی که مطابق سلیقه‌ی «آنها» نیست. آنهایی که همیشه تاکید می‌کنند که دانشجو باید سیاسی باشد و در امور کشورش دخالت داشته باشد. (بچه های رودهن در این زمینه سیب زمینی تشریف دارند!)

پاچه‌خواری: یکی از راه‌های گرفتن نمره از اساتید به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه در قیاس با سایر راه‌ها!

انتظامات: شحنه‌ی دانشگاه و مسئول برقراری نظم حتی به قیمت بی‌نظمی. ستاد کارآفرینی برای اقوام و خویشان فاقد تحصیلات دانشگاهی و بعضا دبیرستانی مسئولان دانشگاه.

کفش پاشنه بلند (تق تقی): ابزار تولید آژیر ورود و یا نزدیک شدن دختر دانشجویی که دانشگاه را با مجلس عروسی اشتباه گرفته است.

سنگ‌پای قزوین: مهمترین عامل برای اخذ دکترای افتخاری از آکسفود بدون داشتن لیسانس.

خر زدن: تنها نوع حیوان‌آزاری که انسان‌ها روی خودشان هم انجام می‌دهند. خر زدن در شب‌های امتحان به پیک خود می‌رسد.

بحر تعمق: حالتی که به دانشجویانی گفته می شود که  در حال مطالعه‌ی دقیق روزنامه روشنفکری خبر ورزشی هستند. (مجلات جومونگ دار برای خواهران عزیز جایگزین خبر ورزشی می باشد.)

روح: عضوی از استاد که در جلسه‌ی امتحان و پس از دیدن برگه‌ی سوالاتی که ربط چندانی به درس‌ها ندارد، از آن به وفور یاد می شود، ادامه‌ی عملیات بر روی برگه دنبال می‌شود.

صلاحیت داشتن: با مسئول یکی از نهادهای مستقر در دانشگاه سلام و علیک داشتن. (در رودهن مقداری سبیل، لهجه، جوات بودن  و یا نزدیکی منزل تا دانشگاه کمتر از 5 کیلومتر هم جواب می دهد.)

پول: عامل بدبختی‌های بزرگی مثل ازدواج و تحصیل در دانشگاه آزاد.

هیز: دانشجو یا مامور انتظامات یا کارمند یا حتی استاد عزیزی که وظیفه‌ی زبانش را به چشمش محول کرده است!

اسکن استخوان: طرز نگاه کردن افراد فوق‌الذکر که معمولا از پاشنه‌ی کفش همکلاسی‌ها شروع شده و به نوک مقنعه‌ی آنها منتهی می‌شود.

افتادن: سقوط از بالا به پایین که به خاطر عوامل مختلفی چون جاذبه‌ی زمین، درس نخواندن، جزوه نداشتن، شکست در عشق و امثال آنها اتفاق می‌افتد.

ازدواج دانشجویی: اشتباه صنفی. (موقتِ غیر رسمیِ سکرتِ یک ساعتِ ضایعِ جوادِ بی مزهِ لوسش را دیدیم!)

کتابخانه: جایی برای حرف زدن، رد و بدل کردن جزوات و فایل‌های بلوتوثی، اسم ام اس فرستادن و بعضا رونویس تکالیف و تمرین‌ها. (در رودهن و در فصل زمستان بیشتر حکم گرم خانه و خوابگاه را دارد.)

منشی گروه: همه کاره ی گروه،  دست کم خودش که اینطور فکر می‌کند.

حذف ترم: خودکشی آبرومندانه از ترس مرگی مفتضحانه.

محمود فرجامی

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , ,

10 پاسخ به “فرهنگ دانشجویی”

  1. ملی می‌گوید:

    سلام حاج آقا
    خوبی شما
    یه سوال فنی دارم من دانشجوی تهران جنوبم خوب؟ اینو گفتم که گفته باشم از رودهن سر در نمیارم!که یه وقت مسخره ام نکنی!
    میخوام بدونم تو رودهن رشته ی پزشکی داریم یا نه! به طور کلی!
    آخه یه نفر حرف چرت زده گفته من پزشکی رودهن قبول شدم امسال میخوام بدونم راسته یا نه!

  2. اندیشکده اینترنتی می‌گوید:

    «با سلام. ممنون از مطالب مفيدتان…….اميدواريم از سايت ما هم که در زمينه آموزش و نرم افزارهای تحت وب آموزشی فعاليت می کند بازديد نماييد.

  3. محمد می‌گوید:

    با سلام
    من توی وبلاگم مطالب مرتبط با کاربرد فناوری اطلاعات در زندگی روزمره به‌خصوص کاربرد این فناوری در فعالیت‌های علمی و تحقیقی نظیر نحوه‌ی مقاله‌نویسی و پایان‌نامه‌نویسی و نیز مرجع‌نویسی و کارهای آماری و … رو کار می‌کنم. همچنین به شیوه‌های مرتبط با کارهای تحقیقی در اینترنت نیز می‌پردازم. با توجه به محتوای علمی وبلاگ شما خوشحال می‌شم که با هم تبادل لینک داشته باشیم.
    با تشکر

  4. صانعي می‌گوید:

    يه سر به وبلاگ من بزن
    ( پيشنهاد كار مناسب دوران دانشجوئي )

  5. webafza می‌گوید:

    سلام
    بهتر نيست اين وبلاگ را به يك سايت تبديل كنيد
    انتشار مطالب در وبلاگ مشكلاتي بهمراه دارد مثلا ممكن است وبلاگ از طرف مديريت بسته شود
    يا محدوديت كاربري داشته باشيد مثلا كاربري تجاري كه هم اكنون نيز اعمال ميشود
    براحتي ميتوانيد صاحب سايت اينترنتي شويد و انرا توسعه دهيد و حتي از طريق ان درامد كسب كنيد
    در حالي كه در وبلاگ نويسي قادر به اين كار نيستيد
    اين سايت را ببنيد و مطالعه كنيد ،ما هاست و دامين اختصاصي را با سايت كامل مديريت محتوا ارائه ميكنيم كه بسيار پيشرفته و كاربري ان نيز بسيار ساده ميباشد و كنترل پانل آن فارسي بوده و كار با آن براحتي استفاده از وبلاگ است ولي بسيار پيشرفته تر از وبلاگ
    http://www.webafza.com
    حتما ببينيد ضرر نميكنيد

  6. hunter می‌گوید:

    دمتون گرم خیلی باحاله

  7. آرش می‌گوید:

    سلام دوستان
    به هر حال خوشحالم ه فعلا اينجا رو تعطيل نکردين
    ما هم يه زماني وب لاگ دانشجويي داشتيم ولي احساس کرديم داريم در خلا مطلب مي نويسيم و خواننده و بيننده اي نداشتيم.اون روز ما هم تصميم به رفتن گرفتيم.
    اميدوارم حالتون بهتر بشه و باز هم برگرديد و بنويسيد

  8. آ می‌گوید:

    جون خودت دیگه فکر کردی خودت آخرشی نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ریدیییییییییییییییییییییییییی

  9. آ می‌گوید:

    واقا … , نه ؟
    … همون که بالا واست نوشتم جیگرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر… .

  10. آرش غنی زاده می‌گوید:

    رونیپ دات کام، محلی برای انعکاس مشکلات دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن.

    می توانید با ارسال مطالب انتقادی خود به نشانی post@rounip.com دیدگاه های خود را با هزاران بازدیدکننده رونیپ دات کام به اشتراک گذارید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.