Archive for the ‘امکانات’ Category

رودهن در هزاره سوم

2008/2/20

یکی دیگر از آخرین و باورنکردنی ترین موفقیت های چشمگیر و مفید واحد رودهن برگزاری همایشی با موضوع  (محیط های مجازی در هزاره سوم) بود که  مسئولان برگزاری همایش برای پر کردن صندلی های خالی آمفی تئاتر (محل برگزاری همایش) از حربه ای جالب استفاده کردند . این متد جدید و کارا حضور اجباری (!) دانشجویان رشته کامپیوتر در همایش بود که حضورشان در همایش به منزله حضور در کلاس هایشان در روز چهارشنبه 1/12/86 تلقی می شد . که انجام  این طرح در هزاره سوم جای بحث و تفکر دارد…

نکته شایان ذکر در مورد این همایش که نگفتن آن شاید کم لطفی باشد این است که الحق بار علمی همایش در سطح فوق العاده ای بالا بود . ولی سخنان مجری محترم که یکی از مجریان رادیو قرآن و فارغ التحصیل دانشگاه خودمان نیز بود ، بسیار بی ربط به موضوع همایش بود . یکی از نمونه های این سخنان شعرهای بسیار زیبا و پرمحتوایی بود که در زمینه مسائل معنوی و عرفانی بود که هیچ ربطی به سرفصل های همایش نداشت.

دیگر نکته ای که بر هزاره سومی بودن این همایش تاکید مؤکد داشت ، Slide های بسیار زیبا و منحصر به فرد PowerPoint  بود که مطمئنا توسط کسی ساخته شده بود که از دانش کامپیوتر به میزان اندکی آگاهی داشت و به خاطر سرعت بالای پخش Slide  ها بسیاری از مطالب قابل خواندن نبودند . حتی در زمان سخنرانی اساتید و مهمانان مدعو هم مراحل تکمیل و آماده سازی این آثار هنری (Slide) از طریقه ویدئوپروژکتور برای حضار پخش می شد تا علاوه بر مستفیظ شدن از بیانات سخنرانان آموزش رایگان PowerPoint هم می دیدند .

مجددا تاکید می کنم که موضوع همایش ، موضوعی به روز بود که نه تنها سطح ارائه کنندگان مقالات بالا بود بلکه به طرز تقریبا مطلوبی هم برگزار شد . بازدید از سایت رسمی همایش هم خالی از لطف نیست. 

سفر به چزابه!

2008/2/19

اینجا ترمینال شرق ساعت 6:00 صبح ؛ وضع موجود دقیقا مصداق این شعر است که می گوید  :  اندک اندک جمع مستان می رسد . البته جمع مستان همان دانشجویان مشتاق تحصیل می باشد که با تمام بیپ بیپ (از گفتن این کلمه جدا معذوریم!!!) در این ساعت در این مکان جمع شده اند .

معمولا در چنین ساعتی تعداد بسیار زیادی موجود با شعور به نام دانشجو گرد هم می آیند تا  سفری تقریبا یک ساعته را تا  یکی از واحد های  پیشرفته و مجهز دانشگاه آزاد به نام واحد رودهن با یکدیگر همراه باشند . در ابتدا تا ساعت 6:20 هیچ مشکلی بوجود نمی آید و به سبکی خیلی انسانی و با پرستیژ یک به یک سوار بر مینی بوس های مدرن ، شیک ، زیبا و از همه مهمتر اینکه طبق آخرین استاندارد های جهانی ایمن سازی شده اند و به هیچ وجه هر چند ماه یکبار مسافران آن به دلیل نقص فنی یکی از قسمت های کلیدی مینی بوس به دیدار ملک الموت نایل نمی شوند .

 اما به محض اینکه عقربه های ساعت 6:21 را نشان می دهند ، به یکباره جمعیت در هر ثانیه به طور تصاعدی افزایش می یابد و همان موجودات با شعور خود را به کمک یکی از این طرق : هل دادن یکدیگر، بالا رفتن  از میله ها ، فرار از دست سربازانی که جدیدا در این صف به خدمت مقدس سربازی مشغولند و بسیاری از اعمال کماندویی که در این مقال نمی گنجد (!) ؛ به ابتدای صف می رسانند . البته نکته شایان ذکر این است که  فاعلان جمله قبل را فقط دانشجویان برادر شامل نمی شوند ، بلکه خواهران گرامی هم دوش به دوش برادران به ایفای نقش می پردازند . بعد از جایگیری دانشجویان در مکان مناسب نوبت مرحله بعد حمله می رسد ، یعنی سوار شدن به همان مینی بوس هایی که قبلا ذکر خیرشان شده بود ؛ حتی به قیمت کشته شدن!!! 

 نه اشتباه نکنید اینجا صحنه فیلمبرداری سکانس جنگ ارباب حلقه های 3 نمی باشد ، بلکه زمان سوار شدن به مینی بوس ها می باشد . با ورود اولین نفر به مینی بوس تمام آن صندلی ها اشغال می شود و بقیه مسافران با جمله کلیشه ای :  (بقیش جای دوستامه!) مواجه می شوند . ولی به کمک زور بازو و کمی هوش می توان بر این ارابه های مرگ قدم گذاشت . البته چون قشر مؤنث از فاکتور اول محروم هستند ، بعضی اوقات به کمک مؤلفه دوم پا بر مینی بوس های بنز 1965 (سال ساخت) می گذارند . 

البته مسئولان هم راه کاری برای رهایی از این مصیبت جانکاه اندیشیده اند و آن هم استفاده از ون های جدید الورود به این خط می باشد که به خاطر تجربه فراوان رانندگان این وسایل نقلیه مدرن و کارا ، دانشجویان عزیز شانس دیدار با حضرت عزرائیل محروم نمی شوند .